۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

جانمازم را در افتاب پهن ميكنم.چرا هميشه بايد كسي باشد كه منطقي فكر كند.كسي كه فكر ميكند تواحساسي هستي.امروز شنبه است.ناراحت نيستم.افسرده نيستم.خسته نيستم.دل تنگ نيستم.اما انگار چيزي كم دارد اين روزهاي ما.تقويم را تند تند ورق ميزنم.بايد به روز شنبه بيست وسوم ابان برسم.تازه تير هستم.مرداد ...شهريور مثل هميشه شهريور را تند ميگذرانم.مهر ورق ورق بر ميخورد.اخ ...23 ابان پر است.پر است از قرارهاي بي قرار ومن نمي توانم بنويسم.نمي توانم بگويم كه چقدر دل تنگ نوشتن هستم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر